خرید بک لینک

شاید حق با ملاصدراست که بهشت و جهنم را ظهور و تجسم قوهی خیالیه و از جنس خواب و رویا میداند. فکر کن آدم بعد از مرگ الی الابد توی رویاهای شیرین باشد، محشر است. و صد البته الی الابد کابوس دیدن هم فلاکتی است برای خودش.
 

* امشب دعا کنیم برای کابوس ها 

برچسب: نویسنده: آدرین نظری تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 11:27

یکی از تفریحات و لذت های زندگی من تنهایی به بالاترین نقطه ی شهر رفتن  کلیک و ساعت ها در سکوت خیره به شهر شدن است . گاه آنقدر محو داستان هر یک از چراغ های روشن خانه های این شهر میشوم  کلیک که دیگر زمان از دستم خارج میشود . اما همین لحظات برای من بسیار زیبا و دلنشین هست . به طوری که اصلا علاقه ای به جایگزین کردن این تفریح با سایر تفریحات معمول را ندارم . چرا که روز به روز دیدگاه عمیق تری از زندگی را به من هدیه میدهد . بهتر میفهمم که چقدر با وجود این همه بزرگی و عظمت جهان ، ما انسان ها هیچیم و دنیا چقدر عبث و باطل است . درباب همین مطلب و پیرامون عبث بودن وجود ؛ شوپنهاور اشاراتی دارد که صحنه های زندگی همچون تصاویر منقوش برسنگ های سخت و ناهموارند. از نگاه نزدیک اثری برما نمیگذارند و چیز زیبایی در آنها یافت نمیشود مگر آنکه قدری دورتر بایستیم . در واقع دست یافتن به آنچه مدتها در آرزویش بسر برده ایم ؛ فقط کشف این حقیقت است که آن چیز چه مایه پوچ و توخالی بوده ! گاهی ماچنان زندگی میکنیم که گویی درانتظار چیزی بهتر هستیم حال آنکه اغلب  آرزو میکنیم که ای کاش گذشته بازگردد و برآن حسرت میخوریم. ما به زمان بسان چیزی نظرمیکنیم که باید درگذرد و دراین رهگذر مارا به اهداف و خواسته هایمان برساند . اکثر مردم هنگامیکه به پایان کار میرسند و نظری بر گذشته می افکنند در می یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرازیسته اند و باحیرت مشاهده میکنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته اند و لذتی از آن نبرده اند ، همان زندگی شان بوده یعنی همان چیزی که بخاطرش زندگی کرده اند .آه، چه مخلو

برچسب: نویسنده: آدرین نظری تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 11:27

انسان نمیتواند طولانی مدت با احساس پوچی سرکند ، اگر به سوی چیزی رشد نکند ؛ کاملا راکد و منفعل نمی ماند ، بلکه استعداد های فروخورده اش به ناخوشی ، ناامیدی و در نهایت فعالیت های ویرانگر تبدیل میشود . احساس پوچی یا خلاء معمولا ازافراد ناامید سرچشمه میگیرد . که از انجام هرکار موثر در زندگی خود یا دنیایی که در آن زندگی می کنند ، ناتوانند . خلاء درونی حاصل انباشتگی دراز مدت این عقیده ی خاص فرد درباره ی خود است که قادر نیست به عنوان یک موجود هستی مند زندگی خود را اداره کند . یا نگرش دیگران را نسبت به خود تغییر دهد . یا تاثیر مفیدی بر دنیای اطرافش بگذارد. یا به خواسته های خود جامعه عمل بپوشاند . در نتیجه گرفتار همان حس پوچی و ناامیدی میشود که بسیاری از مردم روزگار ما دچار شده اند . و از انجایی که خواست و احساس اش تغییر مهمی را ایجاد نمیکند ؛ خیلی زود خواستن و احساس کردن را کنار می گذارد . از سوی دیگر بی احساسی و فقدان عاطفه دفاع هایی هستند در برابر اضطراب !!! وقتی که کسی مدام خود را با خطری مواجه میبیند که قادر نیست بر آن غلبه کند ، آخرین دفاعش این است که حتی از حس کردن آن خطرات و سختی های پیش رو هم پرهیز کند  و راحت تر بگویم جا بزند . ما انسان ها ناامید اگر نبودیم ، زندگی شادتری داشتیم . معجزه های بیشتری را جذب میکردیم . و چقدر من این موضوع را به چشم خود دیده ام . قدم های بهتری را برمیداشتیم و حالمان بهتر میشد . ما انسان ها گویا عادت کرده ایم که خیلی زود از همه چیز ناامید شویم و هیچ تلاشی برای خواسته های خود انجام ندهیم . شاید چون امیدوار بودن انرژی و زحمت بیشتری را میطلبد ، چون برداشتن مانع ها و باز کردن مسیر سخت تر از نشستن پشت مانع و غر زدن است . چون ادامه دادن و

برچسب: نویسنده: آدرین نظری تاريخ: سه شنبه 31 خرداد 1401 ساعت: 11:27

صفحه بندی